خرید بک لینک

درباره سایت

۱۹.

امکانات وب

٣۶٣.

امروز ظهر با بچه ها نماز ظهر و عصر خوندیم... پسر کوچیکه هم همش مُهر یا جانماز داداشاشو چنگ میزد... با اینکه یه مُهر کوچولو بهش داده بودیم ولی بازم اذیت میکرد و یکی دو جا سر ِ نماز داشت خنده م میگرفت از کاراش که خودمو کنت...



بعد از صبحانه دادن به بچه ها، رفتم سراغ عکاسی، چه عکسهای خوبی گرفتم از کارام... با لایتروم ادیت کردم هر عکسو و فرستادم برای طرف، که ایشالا بپسنده و بخره. یک ساعت مونده به اذان دست به کار شدم و سوپ درست کردم... کمی هم بادمجون.چند دقیقه قبل از اذان همه کارامو کرده بودم و سر ِ سفره نشسته بودمو منتظر اذان بودم... اونجا بود که برای هزارمین بار به این نتیجه رسیدم که غذای نیمه آماده توی فریزر برای مادری که بچه کوچیک داره چقدر خوب و کاربردیه. انصافا خیلی خوشمزه شده بود.

جزئیات بیشتر درباره ٣۶٣.

اذان، کردم، بودم، رفتم، مونده

»» برنامه هر روز ِ ماه رمضونم یه جزء قرآن، زیارت عاشورا و 15 دور تسبیح صلواته... ان شاء الله ک تا آخر ماه عمل میکنم.

»» التماس دعا از همتون دارم. خانمی هم که کامنت خصوصی گذاشتین و کامنت هاتون بسته ست، ممنونم از لطفتون. چشم هر وقت حرم امام رضا رفتم نایب الزیاره تون هستم :)

برچسب: نویسنده: یوسف رادمنش تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 17:45

صفحه بندی