خرید بک لینک

درباره سایت

۱۹.

امکانات وب

۳۶٧.

بعد از اون خواهرم یه پارچه ابروبادی داد و برای دختر9ساله ش، یه بلوز شلوار یقه ب ب نواردوزی شده و آستین عروسکی با بلیطی یقه دکمه خور دوختم که خیلی قشنگ شده بود و حتی شوهرخواهرم ازم تشکر کرد که چقدر عالی دوختی. فامیلشم فکر...



تا اینکه مامان گفت فلان روز روضه زنونه داره و ما به فکر لباس شدیم:) باز برای همین دختر خواهرم با پارچه کرپ مشکی یه شلوار بگ پیلی دار دوختم که خداروشکر بدون پرو دادم بهش و اندازه ش بود، روز روضه مامان پوشید و من خوشحال بودم که چقدر براش قشنگ میگه و اندازه شه.

جزئیات بیشتر درباره ۳۶٧.

پارچه، دوختم، خودم، مشکی، لباس

خودمم با بابای بچه ها رفتم بازار تا بتونم یه لباس مشکی بخرم، قیمتا فضایی ولی بازم برام یه شومیز خرید که همه چیش خوب بود ولی بور بود... خوب بود ولی اونجوری که میخواستم نبود. یه پارچه گیپور خیلی مشکی داشتم که گفتم میدم خیاط برام یه کت گیپور بدوزه ولی هر دو خیاطمون گفتن وقت ندارن. خودم دست به کار شدم و برش زدم و دوختمش، حتی جا دکمه شم خودم زدم، یه پارچه هم برای آستریش داشتم که کت رو مشکی تر و مجلسی تر نشون میداد... خلاصه خودم دوختم و روز روضه مامان چند نفر از کتم، پارچه ش، دوختش و قیمتش سوال کردن و بابای بچه ها هم وقتی کت رو توی تنم دید فهمید که وقتی بهش میگم توی خیاطی استعداد دارم دروغ نمیگم.... این بین لباس مامان هم ایراداتی داشت که درست کردم و.... خلاصه حسابی این مدت خسته ی خیاطی هستم. ایشالا پولمو جمع کنم بلکه تا آخر هفته یه مقداری از قرضمو بتونم پس بدم:)

هر لباس و چیزی که دوختم با خودم گفتم، خدایا تویی که به این دستای ضعیف، قدرت دوخت این لباسا رو میدی، وگرنه من کجا و خلق این لباسای خوشکل کجا... خداروشکر.

طلا هم که حسابی پایین اومده من نزدیک 19 میلیون خریدم ولی بازم خداروشکر. حس خوبی بود از زحمت خودم اون مدال فسقلی رو گردنم کردم:)

بررسی کامل ۳۶٧.

»» ایشالا آخر شب کامنتارو تایید میکنم.

برچسب: نویسنده: یوسف رادمنش تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 17:45

صفحه بندی